Business

مبتلا به فیبریلاسیون دهلیزی

من سالها با یک بیماری ناتوان کننده به نام فیبریلاسیون دهلیزی رنج بردم. این یک ریتم غیرطبیعی قلب است که در آن دو اتاق فوقانی قلب به جای ضرب ضربان ثابت ، لرزیده و این می تواند از رسیدن خون به اندام به طور مثر جلوگیری کند. همچنین فرد را در معرض خطر لخته شدن خون قرار می دهد که می تواند باعث سکته مغزی شود.

فیبریلاسیون دهلیزی مرا از راه رفتن و ورزش باز می داشت. یک بار خجالت کشیدم که نتوانستم از کوه سنگ بالا بروم. در جورجیا رهایی از بیماری کسالت من در فوریه سال 2007 از طریق قدرت فرسایش کاتتر صورت گرفت. این یک روش پزشکی است که انقلابی در درمان انواع خاصی از آریتمی یا ضربان قلب نامنظم ایجاد کرده است.

سفر دردناک من با آریتمی در سال 1995 آغاز شد. هنگام رانندگی با ماشینم در بین ایالت ، قلبم در سینه ام تلنگر می زد. از خواب غافلگیر شدم و گفتم: “چه کسی در جهان با من اشتباه است؟” این رویداد به زودی پایان یافت متخصص قلب در مشهد  ، بنابراین تصمیم گرفتم که به اورژانس نروم و مانند آنچه که باید با یک پزشک مشورت کنم. از آنجا که توانستم صبر کنم ، فکر کردم مشکلی ندارم. من تصمیم گرفتم که تمام آنچه را که باید انجام دهم این است که کمی استراحت کنم و قلبم خود را اصلاح کند ، مانند روشی که مچ پا یا گلودرد بهبود می یابد و با گذشت زمان محو می شود.

چند روز بعد این رویداد دوباره رخ داد. دوباره منتظر موندم دوباره و دوباره اتفاق افتاد. هر بار مدت زمان آن کمی بیشتر بود. هر زمان که رویدادی آغاز می شد ، با این فکر عذاب می کشیدم: “اگر این بار متوقف نشود ، چه می شود؟” هر چه گذشت زمان صرف نظر از آن بسیار دشوار شد ، بنابراین اولین ویزیت خود را با یک پزشک انجام دادم و متوجه شدم که مشکل من فیبریلاسیون دهلیزی یا ضربان قلب نامنظم است. اولین کاری که او انجام داد این بود که برای جلوگیری از ایجاد لخته خون روی من رقیق کننده خون قرار داد و یک بلاکر مسدود کننده برای تنظیم قلب به من داد.

چند سال گذشت و اپیزودهای نامنظم مکرر رشد کردند. دکتر مرا از یک داروی قلب به داروی دیگر تغییر داد. قرار بود هرکدام از قبلی قوی تر باشند اما به نظر نمی رسید که هیچکدام برای مدت طولانی م effectivelyثر کار کنند. قلب یک عضله لجباز است. عملکرد من با یک نوع دارو به خوبی انجام می شود و من را برای مدتی در ریتم سینوسی نگه می دارد و بعداً مقاومت می کند و همانطور که دکتر توصیف می کند از بین می رود یا از بین می رود. من این تجربه را سندرم “ماشین لباسشویی در سینه من” نامیدم. بعضی مواقع من مطمئن بودم که می توانم قلبم را احساس لوس شدن ، شل شدن ، لوس شدن کنم. در آن زمان ها ، زندگی روزمره اغلب یک مبارزه بود. این داروها باعث سبکی ذهن من می شوند ، توانایی تمرکز مرا تحت تأثیر قرار می دهند ، احساس خستگی و بدتر از همه از ترس از تبدیل شدن به یک معلول قلبی برای بقیه زندگی ام را حفظ می کنند. نیمی از زمان حالم خوب بود و نیمه دیگر من خراب بودم.

برای بدتر کردن اوضاع ، در 13 اوت 2004 ، طوفان چارلی با همه ضرب وشتم خود در جایی که من در جنوب غربی فلوریدا زندگی می کنم ، حمله کرد. من با درختان بلوط سرنگون شده ای روبرو شدم که در سراسر حیاطم پراکنده شده بودند. من هیچ استقامت جسمی برای بریدن و حمل شاخه ها به محدوده ندارم. بعد از چند دقیقه کار به زودی روی سجده دراز می کشم ، و به عنوان یک توله سوز عرق زیادی می کشم.

روزی همسرم مقاله Reader Digest را با عنوان “آنها قلبم را سرخ کردند” برای من آورد. این یک عمل قلبی نسبتاً جدید به نام فرسایش کاتتر است که به افرادی که دچار فیبریلاسیون دهلیزی هستند کمک می کند. من مجذوب شدم و آن مقاله را بلافاصله به خاطر برداشت وی به متخصص قلب و عروق خود بردم. وی گفت این فقط برای بیمارانی است که تاکی کاردی دارند ، جایی که اتاق های تحتانی قلب خیلی سریع می تپند. من در اتاق های بالایی از نوع ضرب و شتم کمتری بود. له شدم

سه سال بعد ، پس از جابجایی از یک دارو به داروی دیگر و انجام باتری آزمایش های استرس ، متخصص قلب من اعلام کرد که روش فرسایش بسیار بهبود یافته و به بسیاری از افراد مانند من کمک می کند. وی مرا به دکتر کارلوس کوئلو ، یک متخصص قلب و عروق ماهر که بیش از 2000 عمل فرسایش انجام داده بود ، ارجاع داد.

Similar Posts